حدیثحدیث، تا این لحظه: 17 سال و 1 ماه و 24 روز سن داره

مامان منتظر فرشته

خداجونم دوستت دارم هنوزم امیدوارم

  دوستت‌دارم‌دوس تت‌ دا رم‌ دو ست ت‌د ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس تت‌ دا رم‌ دو ست ت‌د ار م‌دوستت‌دارم‌ دوستت‌دار م‌د وس تت‌ دا رم‌ دو ست ت‌د ار م‌د وستت‌دارم‌دوستت‌دار م‌د وس تت‌ دا رم‌ دو ست ت‌د ار م‌د وستت‌دارم‌ دوستت‌د ار م‌د وس تت‌ دا رم‌ دو ست ت‌د ار م‌د وس تت‌دارم‌دوستت‌د ار م‌د وس تت‌ دا رم‌دو ست ت‌د ار م‌د وس تت&zwn...
25 مرداد 1390

خدااااااااااااااااااااااااااااااااا

هر که در این بزم مقربتر است جام بلا بیشترش می دهند.... نمی دونم اما خدا می گه: من هرکس رو بیشتر دوست داشته باشم بیشتر مبتلاش میکنم ... بیشتر درد بش می دم تا بیاد در خونمو من صدای قشنگ یا الله یا الله اونو بشنوم... بیشتر رنج بش می دم تا بیاد در خونمو من صدای دلنشین ناله هاش رو بشنوم ..... حالا ممکنه بگی: ما اگه نخوایم خدا ما رو دوست داشته باشه کیو باید ببینیم ... من بت می گم: اگر با دیگرانش بود میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی ... اینا شعر نیست ... واقعیته ......... حقیقت عالمه ...... مگه نشنیدی حسین بن علی تو کربلا چی کشید .. مگه نشنیدی که حتی شش ماه ی اونو جلو چشماش پرپر کردن ... حسین این...
24 مرداد 1390

کاششششششششششش

کاش لحظه هاي رفتن نمي باريد اشک چشمام هق هق دلتنگي يامو مي شکستم توي رگهام دل پر تحملم از گريه ي من گله داره چهره ي سرخ غرورم از شکستم شرمساره باغ پيوند من و تو پره از عطر اقاقي فصل آشنايي ما سبز خواهد ماند باقي همه ي آنچه که دارم پيشکش سادگي تو فنذقی ترانه هايم هديه ي يه رنگي تو فکر من مباش مسافر به سپيده ها بيندش چشم فردا ها به راهه راه سختي مانده در پيش اي تولد دوباره فصل آغاز من و توست اي رها از رخوت تن وقت پر کشيدن توست ...
23 مرداد 1390

لمس تو

من از نقش تبسم های زخمی بر لبانم ،  و از عمق جراحتهای احساسم ،  که از زیبایی چشمان تو ،  در شعر من ، بر جای مانده  برای روح مغلوبم هزاران واژه ی مجروح و زخم خورده می سازم . من از آغاز شب تا صبح امروز ،  با آیه های عشق در خلوت ، تو را با شعر می خوانم . تو را تکرار کنان بر دفترم ترسیم می سازم . و از مفهوم نام تو ،  در آن تاریکی ممتد...  هزاران شعله کوچک ، هزاران روشنک با یاد تو  در قلب شب تصویر می سازم . و آنگاه بی رمق با روشنک های خیالی ،  تا سحر بیدار می مانم . و من بی وقفه با فریاد، تو را با شعر می خوانم . تو ...
20 مرداد 1390

عاشق این آهنگم

سلام عشق اول و آخرم دخترم مامانی این آهنگی که جدید برا وبلاگت گذاشتم عشق منه آخه عاشق این آهنگم وقتی این میخونه منم یاد تو میوفتم اشک امونمو میبره سبک میشم مامانی دلم تنگه خیلی زیاد خیلییییییییییییییییییییییییییییییییی ولی مامانی من بازم منتظرت میمونم تا بیایی دوستت دارم دوستت دارم همه میگن که تو رفتی همه میگن که تو نیستی همه میگن که دوباره دلتنگمو شکستی دروغههههههههههههههههههه همه میگن عجیبه اگه منتظر بمونم همه حرفاشون دروغه تا ابد اینجا میمونم بی تو واسمت عزیزم اینجا خیلی سوت وکوره ولی خب عیبی نداره دل من خیلی صبوره صبوررررررررررررررهههههههه ...
20 مرداد 1390

خدای مهربان

  خداي من خداي خوب و مهربانم تو را عاشقانه دوست دارم و مي پرستمت و من تنهام و جز تو كسي را ندارم به مهرباني و بخشندگي ات دل بسته ام حاجتم را بده آمين يا رب العالمين ...
18 مرداد 1390

بعد3ماه مامان اومد با همون دل غصه دار از غم دوری تو

رفتی ؟ بی خداحافظی؟ فکر دلم نبودی که بی تو عذاب میکشد؟ فکر من نبودی که بی تو زندگی برایم جهنم می شود؟ مگر یادت نیست حرفهای روز اولمان را؟ مگر قول ندادی همیشه با من بمانی و مرا تنها نگذاری؟ تو که اینک مرا تنها گذاشتی ، تو که بر روی قلبم پا گذاشتی چه زود فراموشم کردی ، مرا آواره کوچه پس کوچه های شهر بی محبتی ها کردی مگر نمیدانستی بعد از تو دلم را به کسی نمیدهم؟ مگر نگفته بودم اگر عاشقی هیچگاه مرا تنها نمیگذاری پس تو عاشقم نبودی ،  سهم من از با تو بودن همین بود! باورم نمیشود رفته ای و بار سفر را بسته ای دلم به تو خوش بود ، چه آرزوهایی با تو داشتم ، نمیدانی که شبها یک لحظه هم خواب نداشتم رفتی و من چشمهایم ...
15 مرداد 1390